تبليغاتX
زمزمه های جاویدان

زمزمه های جاویدان

از آن شب که پیام جداییت رسید به دستم آرام و قرار ندارم

مدام به خود تهمت میزنم که چرا به حرف بزرگترم گوش کردم

مدام میگویم که میگویند احترام به بزرگترها واجب است و لی

نمیدانم چرا نمیتوانم خود را قانع سازم که واجب نیست گاهی احترام و

اطاعت امر از ظلم هم کمی بیشتر است

امشب ناخدا گاه دچار تردید شدم ...

ناگهان شک و شبهه وجوم را در بر گرفت نمیدانم بیانش کار را بهتر میکند یا نه بلکن...

وای خدای من در تردید دچار تردید شدن چه دشوار و سنگین است

ولی بیانش میکنم که شاید تو درکم کنی...میدانم که درکم خواهی کرد

در فکر تو فرو رفته بودم که ناگهان شیطان وسوسه ام کرد و مرا دچار تردید ساخت

و آن این بود که تو چگونه میگوی دوریم برایت سخت و دشوار است که

هنوز 10 روز نشده همه چیز را رها کردی و مرا در تنهای تنهاترم کردی؟؟؟؟؟؟؟

ولی نه !نمیخواهم با این گمان گبارآلود به فکرت باشم میدانم که تو

مرا رها نکرده ای و همواره به یادم هستی

میدانم که تو بازخواهی گشت و صدایم خواهی کرد

میدانم که نمیدانم که چه میدانم ولی تا آن حد میدانم که میدانی که میدانم که راه بازگشتی هست

پس بدان تا آن روز دیدار دوباره ی تو من تا جای که توانم برایت خواهم نوشت و تو را

مدیون جدت و مدیون خدا و مدیون خودم میدانم اگر روزی باز آیی ولی فقط برای خواندن آمده باشی

ونه بهر ماندن و جواب دادان...

پس بدان که من تا 3/1/1387 ماندگار و چشم انتظارت هستم ای آهوی رها گشته

از منطقه ی حفاظت شده ...

و دگر بعد از آن من به کل محو خواهم شد ...

تصمیم نهای با توست....

+ جوهر مصرف شده  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 3:2  توسط .....دو شاعر.....  | 


This Template Designed By somayeh-naz.
All Rights Reserved

www.agna.blogfa.com www.agna.blogfa.com